السيد محمد حسين الطهراني
123
امام شناسى (فارسى)
همه آنها گفتهاند : كه پيغمبر اكرم فرمودند : خداوند وحى فرستاد به جبرئيل و ميكائيل كه من بين شما دو فرشته عقد برادرى بستهام ، و عمر يكى از شما را درازتر از ديگرى قرار دادهام ، كدام يك از شما عمر بيشتر را به برادرش ايثار مىكند ؟ هر دوى آنها از موت اظهار كراهت نمودند ، و راضى نشدند كه عمر زيادى خود را بهديگرى بدهند . خداوند به آنها وحى فرستاد : كه من عقد برادرى بين پيغمبر خود محمّد و بين ولىّ خود علىّ بستهام ، و على عمر خود را به محمّد ايثار نموده ، و در فراش او جان خود را در كف گرفته و خوابيده است ، و مىخواهد خون او را با فداكارى خود حفظ كند . برويد بسوى زمين ! و او را از دشمنانش حفظ كنيد . هر دو به پائين در روى زمين نازل شدند ، جبرائيل نزد سر آن حضرت نشست ، و ميكائيل در نزد پاى آن حضرت ، و جبرائيل شروع كرد به تحسين و مىگفت : به به از مثل تو اى فرزند أبىطالب . خداوند عّز و جلّ به واسطه فداكارى تو بر ملائكه خود مباهات نموده است ، و سپس اين آيه در شأن و منزلت على بن أبىطالب بر رسول اكرم فرود آمد : بعضى از مردم جان خود را براى بهدست آوردن رضاى خدا مىفروشند ، « وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ » « 1 » در روايات است كه چون پيغمبر از مكّه خارج شد ، يكسره بغار ثور رفت ، و سه روز در آنجا متوقف و مخفى بود ، عنكبوت و كبوتر در دهانه غار لانه گذارده ، و تار بسته بودند . كفار براى جستجوى پيغمبر تا دَرِ غار آمدند ، ولى خدا آنها را از رفتن درون غار منصرف نمود . و در ليلة المبيت آن افراد جنگجو كه از هر عشيره گرد آمده بودند ، خواستند شبانه در منزل بريزند ، و پيغمبر را قطعه قطعه كنند ، ابو لهب نگذاشت و گفت : در اين خانه زنان و اطفال هستند ، شما مراقب محمد تا به صبح بوده باشيد ، و خانه او را از هر طرف در احاطه خود محفوظ داريد ، براى آنكه فرار نكند .
--> ( 1 ) سوره البقرة : ( 2 ) - آيه 207